
نگران نباش
حال من خوب است
فقط کمی بزرگتر شده ام
عقلم قد کشیده
شعورم متبلور شده
دلتنگی هایم کوچک شده اند
و در فاصله کوتاه لبخندها و اشکهایم
آموخته ام زندگی کنم…
.
.
ایـــن روزهــــا خــوابــــم نمـی آیــد …
فـقــط مـــی خـــوابـــــم
کــــه بیـــــدار نبــــاشــــم!
.
.
.
دخـــــــــــــــــــــــتری
که تمام دغدغه اش
ست کردن رنــگ لـباس و رژ لبش می باشد
چه می داند از درد های یک مرد…
.
.
.
گرگ شده اند اینروزها…
کافی است سر به زیر باشی با بره اشتباهت میگیرند
خیز برمیدارند برای دریدنت…
.
.
.
دلم اصرار دارد فریاد بزند؛
اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم،
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد . . .
.
.
.
درد یعنی سرت به همون سنگی بخوره که به سینه میزدی …
.
.
.
دیگر از تنهــــــایی خستـــــه شده ام …
به کلاغــــها زیر میـــــزی میــــدهم ،
تا قصـــه ام را تمــام کنند . . .
.
.
.
کاش من هـــــم دکمــــه alt+shift داشتــــم
تا وقتی حرفهـــــایم را نمی فهمیــــدی
زبان گفتـــه هــایم را عوض مـــی کردم
.
.
.
دیگر آرزویـــی ندارم!
اگر خودم نـــه ،
حداقـــل
موهایــم سپیــد بختــــ شدند عاقبتـــ !
.
.
.
“دیگران” همیشــه برایم ” گـــران ” تمـــام شده اند
بجــای آن که ” نگرانــــم ” شوند
.
.
.
همیـشه سکـوت خــوب نیــست
گـاهـی خُـرد میشوی زیـر بـار حـرفهـای نـگفتـه
غافـل از اینکـه بــه تـو تـهمـت بـی جنـبگـــی میــزننــد…
.
.
به آخر تلخــــی نزدیکیــــم
مگر دســــت های خدا شیرینمــــان کند!
.
.
.
سعی نکن متفـــــاوت باشی
فقط خـــــوب باش
این روزها خــــوب بودن به اندازه کافی متفـــــاوت است
.
.
.
دنیا پر از تباهــــی است،
نه به خاطر وجـــود آدمهای بد، بلکــه به خاطـــر سکـــوت آدمهـــای خـــوب