داستان-قلب مهربان دخترک

خرید بک لینک

داستان-قلب مهربان دخترک

  •  

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

داستان-قلب مهربان دخترک

داستان قلب مهربان دخترک 222x300 داستان قلب مهربان دخترک

دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟

مهمان با مهربانی جواب داد:بله.

دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن .دربین اونا یک عروسک باربی هم بود.

مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟

و پیش خودش فکر کرد:حتما” باربی.

اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.

مهمان با کنجکاوی پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!

دخترک جواب داد:

آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،اونوقت دلش میشکنه…

 

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1391 ساعت: 13:47

صفحه بندی

خبرنامه