درد دلی با گلشیفته
من فیلم میم مثل مادر رو اون وقتایی که هنوز گل بودی دیده بودم...خوب بازی میکردی..

خلاصه بعد از مدتی احساس خفگی و تنگی قفس کردی و ... رفتی...
بعد از اون خیلیها برات بد مینویسن و بد میگن....
مخصوصا وقتی رفتی و کشف حجاب کردی

وقتی جلوی دوربین به نشانه آزادی و آزادگی عریان شدی

اون طرف که رفتی گفتی از حجاب تنفر داری،گفتی از قفس آزاد شدی و پرواز میکنی،بعد رفتی با یه مرد غریبه تو فیلم همخواب شدی و اون رو بوسیدی



تو فیلم در نقشی که دوست داشتی بازی کردی (به عنوان یک بدکاره رقاص)

به هر حال حتما اینها همه کارهایی بودن که دوست داشتی انجام بدی و همیشه برات عقده شده بود.
خوشحالم که تونستی به آرزوت برسی و پرواز کنی
آفرین به غیرتت که رفتی اون طرف و حرف دلت رو گفتی .... ای کاش بقیه دوستها و همکارهای بازیگرت(بعضیهاشون)رو با خودت ببری که بتونن راحت حجاب بردارن،اعلام تنفر کنن از حجاب و اسلام،با مردهای هالیوودی همبستر بشن و همدیگر رو بوس کنن و برقصند
خداییش آرزوی ما هم آزادی اونهاست
امیدبهار...
ما را در سایت امیدبهار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: امید
بازدید: <-PostHit->
تاريخ: دوشنبه
30 بهمن
1391 ساعت: 0:29