عاقبت شوم دوستي خياباني

خرید بک لینک

عاقبت شوم دوستي خياباني
سرانجام دوستي خياباني زن و مرد جوان كه به اجبار پاي سفره عقد نشسته بودند با كشته شدن عروس پايان يافت! پدر دختر گفت: شب قبل دخترم به همراه نامزدش براي خريد از خانه خارج شدند، اما چند ساعت بعد...



سرانجام دوستي خياباني زن و مرد جوان كه به اجبار پاي سفره عقد نشسته بودند با كشته شدن عروس پايان يافت!

پدر دختر گفت: شب قبل دخترم به همراه نامزدش براي خريد از خانه خارج شدند، اما چند ساعت بعد دامادم تنها به خانه بازگشت و سراغ همسرش را گرفت، وقتي هم شنيد همسرش (دخترم) به خانه نيامده به شدت ابراز نگراني كرد و مدعي شد همسرش زودتر به خانه بازگشته است. با اين حال وقتي از دخترمان خبري نشد به او مشكوك شدم، حالا هم مطمئن هستم كه او از سرنوشت دخترم باخبر است، اين خبر را پدر دختر به پليس مي دهد.

تازه داماد به بازپرسي احضار مي شود و مي گويد: «من و همسرم سوار بر خودرويمان در جاده بوديم! كه بنزين اتومبيل تمام شد به ناچار از ادامه مسير بازمانديم. به دليل اين كه در منطقه اي خلوت و بياباني قرار داشتيم از يك تاكسي عمومي خواستم، تا همسرم را به خانه اش ببرد. حالا هم احتمال مي دهم كه راننده آن اتومبيل، مشكلي براي همسرم به وجود آورده باشد. اما پسر جوان سرانجام پس از چند ساعت تحقيقات تخصصي به خاطر تناقض گويي ها ناچار به بيان حقيقت شد و گفت: به همسرم علاقه زيادي داشتم، اما از گذشته زندگي اش چيزي نمي دانستم، من و او در خيابان آشنا شده بوديم سپس با مهريه زياد به عقد هم درآمديم، اما خيلي زود پي بردم او پيش از من ازدواج ناموفقي داشته، اما با پنهان كردن اين موضوع با من ازدواج كرده بود، با اطلاع از اين ماجرا به شدت عصباني شده و كينه به دل گرفتم و در پي فرصتي براي انتقام بودم تا اين كه روز حادثه پس از مشاجره لفظي، او را خفه كردم و بعد هم با صحنه سازي سعي كردم، طوري وانمود كنم كه از قتلش بي اطلاعم. بله، اين عاقبت شوم يك دوستي خياباني بود.

ksabz.net


گردآوری : گروه اینترنتی پرشین وی
  

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 14:46

صفحه بندی